(The most comprehensive reference site astaneh city(karaj aboodalf

دعوت به همکاری

 

 

ان دسته از عزیزانی که می توانند ما را در گرداوری مطالب سایت  یاری نمایند در صفحه درج نظر اطلاعات خود را ثبت کنند

 

بازدید کننده محترم این سایت نسخه آزمایشی می باشد به زودی نسخه اصلی بارگذاری خواهد شد

 


گروه موسیقی شهر آستانه
امتیاز به پست : نتیجه : 569 امتیاز توسط : 227 نفر

بزودی مطلب بارگذاری می گردد





منبع : ندارد | بازدید از پست : 738
نویسنده : admin
تاریخ : 15 February 2016
مسگری ازصنایع دستی کهن شهر آستانه
امتیاز به پست : نتیجه : 551 امتیاز توسط : 219 نفر

مسگری ازصنایع دستی کهن ایران

هنرهای سنتی, مس, مسگری

مسگری یکی از بهترین صنایع دستی کهن ایران است. اشیا و ظروف مسی دست ساز از زمانهای دور در موزه ها قابل مشاهده هستند. از جمله مراکز عمده این هنر شهرهای کاشان، اصفهان، کرمان و شیراز میباشد. در آن دوران ابتدا استاد کار گدازنده شمش و قطعات مس را به ورق مس تبدیل میکرد. برای این منظور وی کوره یا بوته ای که شبیه به بوته ریخته گری بود به کار میبرد و بوته ها را با انبر کج ویژه از کوره خارج میکرد و فلز گداخته را در قالبهای شمش (ریجه) میریخت.

کار اصلی او آن بود که شمش را بکوبد و به ورق تبدیل کند این کار چکش زدن یا چکش کاری با کمک یک یا دو نفر چکش کار در دو مرحله کاملا متمایز انجام میشد. یعنی نخست فلز را با چکش کف تخت میکوبیدند یا به اصطلاح خودشان وا میچیدند و بعد با چکش چهار سو آن را صاف میکردند در این هنگام فلز دیگر چکش خور نبود و باید تاب دیده یا دست افشار میگردید. که این کار را با حرارت دادن مجدد فلز انجام میدادند. این فرایند ادامه مییافت تا اینکه اندازه صحیح و ضخامت مورد نیاز به دست میآمد. گدازنده مس هدفش این بود که تا آنجا که ممکن بود فلز را مطابق شکلی که مورد احتیاج مسگر است تهیه کند.

هنرهای سنتی, مس, مسگری

کارگاههای کوچکتر کار مس گدازی را خود مسگر انجام میداد و ورقه ساخته شده یا شمشهای حاضر شده مس را از کارگاههای گداز مس میخریدو یا مس قراضه را خودش آب میکرد و به شمش و سپس ورق تبدیل مینمود. محصول عمده مسگری ظروفی با شکلها و اندازه های گوناگون است. ظروف کوچک را از یک تکه مس چکش کاری میکنند و اغلب تو گود هستند.

در این مورد ابتدا مس را باز میکنند و پس از هر دور باز کردن یک تاب به آن میدهند اشیا بزرگتر را نیز به همین طریق از ورقه های گرد بدست می آورند. این کاری است که احتیاج به مهارت و استادی بسیار دارد. با آمدن کارخانه نورد مس و تهیه ورق مس ره بصورت صنعتی کارگاههای گداز مس از میان رفتند. امروزه مراحل تهیه ظروف مسی هم بطور عمده با کمک دستگاههای برقی انجام میشود که این به علت افزایش تقاضای بازار و پایین آوردند قیمت تمام شده محصول است. هرچند هنوز هم ذوق هنری استاد کار سازنده در زیبایی و کمال ظروف ساخته شده نقش اصلی را دارد.

 این هنرکهن نیز در ادوار گذشته در شهر آستانه(کرج ابودالف) به صورت کارگاههای  کوچک رونق داشته ولی متاسفانه امروزه به لطف رشد صنعت ودر سایه کم توجهی از بین رفته است .استاد حسن محمدی  آخرین  نسل از اساتید هنر مسگری در این شهر بشمار میرفته است که پس از او این هنر دیگر رونقی ندارد
g48a_814704178_102529.jpg

adjj_814738453_101766.jpg





منبع : ندارد | بازدید از پست : 849
نویسنده : admin
تاریخ : 15 February 2016
استاد فرجی
امتیاز به پست : نتیجه : 342 امتیاز توسط : 151 نفر

 قدرت اله فرجی در سال 1349 در زمینه رنگ کاری روی چوب فعالیت خود راشروع نمود در طی سالهای 1374 الی 1381 در کشور های حاشیه خلیج فارس در زمینه های پتینه ، ورق کاری طلا ، تذهیب ، مینیاتور و نقاشی مدرن و رئال بر روی سقف و دیوار مشغول به کار بودو پس از بازگشت به کشور دردانشگاه های شهید رجائی ، الزهراء و علمی و کاربردی به تدریس پرداخت و با همکاری جمعی ازهنرجویان دانشکده های هنر گروه هنری رسام راتاسیس نمود که تا به امروز در رشته های هنری مذکور به فعالیت خودادامه میدهد امید است در راستای ارتقاء هنر ایران گام بردارد.

همراه با صد تکنیک پتینه در «خلاقیت با رنگ»
 
در حال حاضر استاد بعنوان کارشناس مجری در برنامه  خلاقیت با رنگ از شبکه آموزش فعالیت دارد.استاد قدرت‌الله فرجی  که 46 سال تجربه کار در رنگ و پتینه دارد. اجرای 30 قسمت اول برنامه بر عهده فرجی است. در واقع ما شاهد یک مستند آموزشی هستیم. ساخت این برنامه تا 100 قسمت نیز جا دارد و به تکرار نمی‌رسد. فرجی در کشورهایی مانند کانادا و کویت فعالیت داشته است؛ اما باید بگوییم که ایران در این زمینه حرف اول را می‌زند.
 
همراه با صد تکنیک پتینه در «خلاقیت با رنگ»
 
همراه با صد تکنیک پتینه در «خلاقیت با رنگ»




منبع : ندارد | بازدید از پست : 2184
نویسنده : admin
تاریخ : 07 February 2016
استادسیدحسین صادقی
امتیاز به پست : نتیجه : 300 امتیاز توسط : 139 نفر

استاد سید حسین صادقی متولد شهرآستانه از هنرمندان خوشنویس فعالیست که سالهاست مشغول به آموزش وکار خوشنویسی است اواز محضراستادانی چون استاد کرمعلی شیرازی واستاد واشقانی  بهره برده واکنون درجه فوق ممتازرا از انجمن خوشنویسان ایران دریافت نموده است

5gr6_index.jpg

تصویر استادسیدحسین صادقی با اثری چشم نوازبا قلم کتیبه،ایشان در اقلام مختلفخصوصاًقلم کتیبه ای مهارتی شگرف واعجاب انگیز دارند

pxvs_ind2ex.jpg

qrqx_ind3ex.jpg

برخی از آثار استاد

 kjkc_in848749dex.jpg  8g19_ind51ex.jpg
 ystg_5index.jpg  m11x_in8484dex.jpg
 7zzd_i7ndex.jpg trd6_i4ndex.jpg 




منبع : ندارد | بازدید از پست : 1107
نویسنده : admin
تاریخ : 07 February 2016
سیری در پیدایش وتحول خط
امتیاز به پست : نتیجه : 164 امتیاز توسط : 86 نفر

 

خواننده گرامی این مقاله صرفا گرداوری مطالب بوده و خالی از اشکال نمی باشد.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

http://www.islamicartz.com/uploads/media/2012/12/1028_%D8%AE%D8%B7%20%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%82.jpg

فهرست

 

خطوط باستان

الف: خط چینى

ب: خط میخى

ج: خط هیروگلیف مصری

د: هیروکلیف هیتیتى

تاریخ خط در ایران

ورود اسلام به ایران و تحول خط

خطوط اصلی و متداول عصر حاضر در ایران

1- کوفی

2- خط محقق

3- خط ریحان

4- خط ثلث

5- خط نسخ

6- خط تعلیق

7- خط دیوانی

8- خط رقعه

9- خط نستعلیق

10- خط شکستۀ نستعلیق

تحول و نوآوری در دنیای معاصر

فهرست منابع


 

به نام خدا
 

خط، هنر تثبیت ذهنیات است با علایم معهود چشم. احتیاج به حفظ خاطره‌ها نخستین محرک پیدایى خط در بین اقوام عالم بود. چه انسان اولیه براى حفظ امورى که مى‌خواست سالهاى مدید باقى بماند، ابتدا به رسم صور آنها پرداخت و از این تصویرپردازی روش تصویرنگارى را بوجود آورد. روش تصویرنگارى


الف: خط چینىکه به ابتدا ناظر به رسم صور اشیاء بود، بعدها توانست با تصویر اشیایى شبیه به اندیشه‌ها به نمایش اندیشه نیز اقدام کند. این طریق نمایش اندیشه همانست که نام اندیشه‌نگارى را در تاریخ خطوط دارد. روش اندیشه‌نگارى، گرچه تا حدى رافع نقص تصویرنگارى شد ولى باز کافى نبود چه در این روش اندیشه‌ها با علایمى نمایش داده می شدند که بکلى فارغ و مستقل از زبان بودند. در قدیم یک سلسله اعمال و علایمى وجود داشت که تا حدى به حفظ خاطره‌ها و امورى که باید حفظ شوند، کمک مى‌کرد، نظیر: چوب‌خط‌هاى کوچک آلمانیهاى قدیم و یا ریسمانهاى گره‌خورده ی مردمان پرو از زمان اینکاها و یا گردن بندهاى صدفى قوم ایروکوا به نام وامپون و بالاخره چوب‌خط‌هاى استرالیایی ها. نارسایى روش اندیشه‌نگارى موجب شد که در کار نگارش طریق دیگرى پیش آید که بستگى بیشتر با زبان داشته باشد، یعنى بستگى با اصواتى که چون گوش آنها را شنید، معانى آنها را درک کند. در این روش، اسم ها با علایمى نمایش داده می شوند که ربطى با اصوات مزبور ندارند، ولى در عوض آن خاصیت را دارند که چون چشم آنها را دید (بوقت قرائت) الفاظى قرین این علامات کند. با بکار بستن علایمى که شکل کلمات آن جناس لفظى با کلمات مبین معانى آنها دارد خط به مرحله ی سیلابى کشانیده شد. در این مرحله، هر سیلاب با علامتى خاص همراه است که با پیشرفت نمایش سیلابى خط کم‌کم روش الفبایى خط بوجود آمد. در روش سیلابى، با تجزیه ی سیلاب ها و نمایش مجزاى هر یک از آنها مطلب شکل تحریرى به خود می گیرد. در دنیاى قدیم ما به چهار نوع خط اندیشه‌ نگار بر مى‌خوریم به شرح زیر:

ب: خط میخى
ج: خط هیروکلیف مصرى
د: خط هیروکلیف هیتیتى
 


الف: خط چینى

چینى‌ها ابتدا با رسم اشکالى آغاز به نگارش کردند، ولى علامات آنها به علت نارسایى موجب شد که بعدها ترکیباتى بسازند و با آن ترکیبات به بیان اندیشه‌هاى خود بپردازند. این ترکیبات گرچه از یک سو مصور اندیشه‌هاى آنان بود، ولى از طرف دیگر در انتقال مقاصد آنها نقش صحیح بازى نمى‌کرد و سرانجام به آنجا کشید تا چینى‌ها با تکوین علاماتى که بیشتر تکیه بر اصوات مى‌کرد، به نوعى خط صوت‌نگار دست یابند. این خط صوت‌نگار گرچه از حیث آنکه با زبان بستگى داشت؛ در مرحله‌اى جلوتر از خط قدیم بود، ولى از آنجا که هر حرف مى‌توانست نمایشگر اصوات مختلف چندى باشد واجد نقص بسیار بود. چینى‌ها براى رهایى از این نقص، یعنى نمایش معنى حقیقى هر علامت از علائمى اندیشه‌نگار به نام کلید استفاده کردند و هر کلید مبین یک نوع اندیشه بود. دانشوران چینى بعدها به یک قسم خط تندنویسى دست یافتند که نمونه ی خط ژاپونى شد.

خوشنویسی نیز از کهن ترین هنرهای چین است. چینی ها خوشنویسی را جوهر نقاشی های تصویری می شمردند و از این رو در چین بین خطاطی و نقاشی پیوند های خاصی برقرار بوده است. هنر خط در سنت هنری چین والاترین جایگاه را دارد. خط و خوشنویسی در چین از حدود 2500 سال پیش (احتمالا در زمان کنفوسیوس) به عنوان یک هنر معتبر رواج یافت و به مرور زمان 5 شیوه ی خوشنویسی در چین پدید آمد و با اندک تغییراتی تاکنون پابرجا مانده است. این 5 شیوه عبارتند از:

مهرگونه - تحریری - منتظم - غیر منتظم - روان. 
 


ب: خط میخى

این خط که اصلى اندیشه‌نگار داشت در همه کشورهاى آسیاى غربى بکار می رفت. محققین سومریان را ابداع کننده ی خط میخی می دانند. سومریان (حدود 3000 تا 2500 سال قبل از میلاد) با ابداع خط میخی دوره ای را آغاز کردند که به عنوان آغاز خط نویسی شهرت دارد و همچنین اولین مدارک نگارشی بشر که به صورت الواح گلین برجای مانده متعلق به تمدن های بین النهرین است.

در سال 1621م. سیاح ایتالیایى به نام پیترودلاواله از کتیبه‌هاى تخت‌جمشید چند علامت میخى نقاشى کرد و با خود به اروپا برد و به حدس خود گفت که این خط باید از چپ به راست خوانده شود. شاردن سیاح فرانسوى در سال 1674م. یکى از کتیبه‌هاى ایرانى را در سیاحتنامه خود ترسیم کرد و کنت کاى لوس در 1762 م. تصویر گلدانى از مرمر را که بر روى خود کتیبه‌هایى از سه خط میخى و یک خط مصرى داشت انتشار داد و زمینه را براى تحقیق باز کرد. در سال 1765م. کارس تنس نى‌بور دانمارکى کتیبه‌هایى از پاسارگاد کپی برداشت و معلوم کرد که خطوط این کتیبه‌ها از سه نوع است و ساده‌ترین آنها مرکب از چهل و دو علامت می باشد. عالم دانمارکى دیگر به نام مون‌تر نوع دوم خط میخى را در سال 1802م. خط سیلابى یا هجایى اعلام کرد و گفت هر علامت آن نماینده ی یک هجاست و خط سوم نیز ایدئوگرامى است یعنى هر علامت نماینده ی یک مفهوم یا کلمه است. بعدها عالم مزبور گفت در جاهایى که کتیبه به سه نوع خط نوشته شده هر سه از حیث مضمون راجع به یک مطلب‌اند و هرکدام از خط‌ها متعلق به یک زبان است. به عقیده ی او خط اول باید متعلق به زبانى باشد که متن در ابتدا به آن زبان نوشته شده و بعد آن را به دو زبان دیگر ترجمه کرده‌اند و چون زبان اهالى پارس، که تخت‌جمشید در آن واقع است، زبان پارسى بوده پس جاى اول را باید به زبان پارسى داد. پس از آن او بخواندن خط اول که ساده‌تر بود پرداخت. او با این مجاهدت ها توانست دو حرف را که عبارت از «آ» و «ب» باشند معلوم کند و نیز متوجه شد که چند علامت

همیشه با هم و به یک ترتیب تکرار می شوند ولى گاه گاه آخر این چند علامت تغییر می کند. در ادامه ی تلاش های مون تر محقق دیگری به نام گروت فند به این نتیجه رسید که این چند علامت که به یک ترتیب و با هم تکرار مى‌شوند باید کلمه شاه باشد و کلمه‌اى که قبل از آن آمده و در دو کتیبه مختلف است اسم شاه. بالا خره بعد از مجاهدت و تلاشهای فراوان محققین راولین سن موفق شد راز کتیبه ی بیستون داریوش اول را که با سه زبان نوشته شده بود (پارسی قدیم، ایلامی، آسوری) فاش کند. و این باعث شد تا الفبای زبان پارسی قدیم معلوم شود و چهارصد کلمه از این زبان بدست آمد. علامات خط میخی دوم نیز به کوشش راولین سن در سال 1855 م. کاملا معلوم شد و محقق شد که زبان آن زبان ایلامى یا زبان شوش جدید است. بعد از این به خواندن خط سوم پرداختند در اینجا کار با اشکالات بسیار همراه بود زیرا این خط کمتر از دو خط دیگر جا گرفته بود. «مون تر» در 1802 م. گفت که بعضی علامات خط سوم شبیه علاماتى است که بر آجرهاى بابل نوشته شده و از خرابه‌هاى این شهر قدیم بدست آمده است. بر اثر اکتشافات الیاردا و ابت تاا در نینوا ثابت گردید که خط سوم کتیبه‌هاى هخامنشى همان خط آسورى و بابلى است و دیگر شکى نماند که شاهان هخامنشى بعد از زبان پارسى قدیم و زبان ایلامى به خط و زبان آسور و بابل، که زبان و خط نخستین مردم متمدن آسیاى پیشین بود توجه داشته و آنرا بکار می برده‌اند.

 

خط میخی مربوط به اکدیان

بر اثر کوشش صد و پنجاه ساله ی این محققین ما امروزه از هر جهت به زبان و خط رایج زمان هخامنشیان آگاهیم.

 


ج: خط هیروگلیف مصری

این خط، در حدود 5 هزار سال قبل از تصویر نگاری مشتق شد.نزدیک به 500 علامت تصویری در خط هیروگلیف جود داشت. و طرز نگارش آن به دو صورت عمودی و افقی بود که ابتدا هیروگلیف عمودی و سپس افقی پدید آمد.
این خط را مصریان اولین بار جهت نوشتن مطالب خود اختراع کردند و آن را هیروگلیف نامیدند. هیروگلیف به معنی کنده کاری مقدس و خط مقدس است که حجاران و صنعتگران آن را در دیوار مقابر، ستون ها، تندیس ها مهر ها و ... به کار می بردند. بعدها با پیدایى پاپیروس از این خط نوع دیگرى بوجود آمد بنام هیراتیک (مذهبى، با صلابت) و سپس با بهم ‌ریختگى آن نوعى خط تندنویسى ایجاد گردید به نام خط عامیانه. در زیر نمونه هایی از خط هیروگلیف مصری را مشاهده می کنید:

 


د: هیروکلیف هیتیتى:

این خط خیلى درست‌تر از خط هیروگلیف مصریست. فنیقى‌ها (چهارده قرن پیش از میلاد مسیح) به احتمال اقرب به یقین، نخستین کسانى بودند که افتخار کشف الفباى حقیقى را دارند؛ کشفى که تحول عظیمى در خط بوجود آورد چه الفباى یونانى و ایتالیایى منتج از الفباى فنیقى است و از آنجا که الفباى سایر کشورهاى اروپایى مشتق از این دو الفبا مى‌باشد، مى‌توان گفت که مبدأ خطوط ملل اروپایى فنیقى است. علاوه بر این، از طریق قوم آرامى الفباى فنیقى در مصر و عرب و بین‌النهرین تا هند بسط یافت و اصول آن بعدها با اختراع علایمى براى نشان دادن حروف مصوت بوسیله ی یونانی ها کامل شد.

خط فنیقى چون بوجود آمد، سایر خطوط جز خط چینى را از قلمرو نویسندگى خارج کرد؛ چون کتابت با این خط بسیار آسان بود، بکار بستن آن توسعه زیاد یافت. در جنب پیشرفت خط سعى دیگرى نیز به عمل آمد و آن توسعه ی محل و مواد نویسندگى بود چه قبل از پیدایى کاغذ از سنگ و فلزات استفاده مى‌کردند و غیر از سنگ و فلزات از پوست درختان و جانوران نیز استفاده می شد، ولى گرانى قیمت این دو پوست موجب شد که در مصرف آن اقتصاد بورزند و طریق اقتصادورزى، یکى فشردگى در نوشته و دیگر استفاده از علائم اختصارى و سدیگر تراش پوست و استفاده ی مجدد از آن بود.

قدیمی ترین نمونه های این الفبای فینیقی در شهر کوچک بولوس لبنان پیدا شده که امروزه جبیل خوانده می شود. یونانی ها الفبای فینیقی را پذیرفتند و در آن تغییراتی دادند. که الفبای یونانی (1000 سال پیش از میلاد) بوجود آمد. عقیده بر آن است که الفبای مذکور از خط اقوام سامی شمالی سرچشمه گرفته است.

 


سرچشمه ی خط لاتین نیز بنا به عقیده ی محققان به خط اقوام اتروسک که ساکنان اولیه ی ایتالیا بودند مربوط می شود. پس از قرن اول ق.م. در الفبای لاتین قواعد زیبایی شناسی خاصی پدیدار گشت. این امر نخست در کتیبه ها و سپس با تغییرات جزیی در کتب تحقق یافت.

امروز انواع اصلى خطوط عبارتند از: چینى، عربى (خط جمیع ملل مسلمان جز ترکیه)، هندى، یونانى، روسى، آلمانى، لاتین (خط لاتین بوسیله ی آمریکاییها و استرالیاییها نیز اخذ شده است).

جهت نگارش خط: خط مصریها، سانسکریت، یونانى، لاتینى و خطوط مشتق از آن، ارمنى، اتیوپى، گرجى و اسلاوى همه از چپ براست نوشته می شود. عبرى، عربى، کلدانى، آسورى، فارسى، ترک، تاتار، از راست به چپ؛ چینى، ژاپونى سطور از بالا به پایین و حروف از راست به چپ تحریر مى‌گردد. مکزیکى‌ها از پایین به بالا مى‌نویسند. در یونان قدیم، نوعى نگارش بوده که ابتدا از راست به چپ مى‌نوشتند و چون به انتهاى سطر مى‌رسیدند از چپ به راست مى‌نوشتند و با همین ترتیب تا آخر پیش مى‌رفتند.

 

 

تاریخ خط در ایران

با آمدن اسلام به ایران و گسلیدن فرهنگ بعد از اسلام ایران از قبل از اسلام، مبحث خط نیز به دو قسمت می شود؛ قسمتى از آن مربوط به خطوط ماقبل اسلام در ایران قسمت دیگر مربوط به خط بعد از اسلام است.


ورود اسلام به ایران و تحول خط:

در این قسمت تاریخ خط فارسى همان تاریخ خط عربى است. که ابتدا اما تاریخ خط عربى به اجمال ذکر می کنیم.
بنابر گفته ی جرجى زیدان چنین است. اعراب حجاز مدرکى دال بر خط و سواد داشتن خود ندارند، ولى از اعراب شمال و جنوب حجاز آثار کتابت بسیار بدست است که معروفترین این مردمان مردم یمنى‌اند که با حروف مسند مى‌نوشتند و دیگر نبطى‌هاى شمال‌اند که خطشان نبطى است. مردم حجاز که بر اثر صحرانشینى از کتابت خط بى‌بهره ماندند، کمى پیش از اسلام بعراق و شام مى‌رفتند و بطور عاریت از نوشتن عراقیان و شامیان استفاده مى‌کردند و چون به حجاز مى‌آمدند، عربى خود را با حروف نبطى یا سریانى و عبرانى مى‌نوشتند. خط سریانى و نبطى بعد از فتوحات اسلام نیز میان اعراب باقى ماند و تدریجاً از نبطى، خط نسخ پدید آمد و از سریانى، خط کوفى. خط کوفى در ابتدا به خط حیرى مشهور بود و بعدها که مسلمانان کوفه را در نزدیکی حیره ساختند، این خط نام کوفى گرفت. سریانیهاى مقیم عراق خط خود را با چند قلم مى‌نوشتند که از آن جمله، خط مشهور به سطرنجیلى مخصوص کتابت تورات و انجیل بوده است. عربها در قرن اول پس از اسلام این خط (سطرنجیلى) را از سریانى اقتباس کردند و یکى از وسائل نهضت آنان همین خط بوده است. بعدها خط کوفى از همان خط پدید آمد و هر دو خط از هر جهت بهم شبیه هستند. مورخین درباره ی شهرى که خط از آنجا به حجاز آمده، اختلاف نظر دارند و به قول مشهور خط سریانى از شهر قدیمى انبار به حجاز آمده است. و مى‌گویند مردى به نام بشربن عبدالملک کندى برادر اکیدربن عبدالملک فرمانرواى دومة‌الجندل، آن خط را در شهر انبار آموخت و از آنجا به مکه آمده صهباء دختر حرب‌بن امیه، یعنى خواهر ابوسفیان را تزویج کرد و عده‌اى از مردم قریش نوشتن خط سریانى را از داماد خودِ بشربن عبدالملک آموختند و چون اسلام پدید آمد، بسیارى از مردم قریش مقیم مکه خواندن و نوشتن می دانستند تا آنجا که پاره‌اى گمان کردند سفیان‌بن امیه اول کسى بود که خط سریانى را به حجاز آورد. بارى عربها در سفرهاى بازرگانى که به شام مى‌رفتند خط نبطى را از مردم حوران و از عراق خط کوفى را آورده‌اند و همانطور که تورات به خط «سطرنجیلى» تحریر مى‌یافت، آنها قرآن را با «خط کوفى» نوشتند در «خط کوفى» و خط «سطرنجیلى» چنین رسم است که اگر الف ممدود در وسط کلمه واقع می شد، در کتابت مى‌افتاد چنانکه در اوابل اسلام مخصوصاً در تحریر قرآن این قاعده کاملا مراعات می شد و به جاى «کتاب» «کتب» و به جاى «ظالمین» «ظلمین» مى‌نوشتند. پس از آمدن اسلام، عربهاى حجاز با نوشتن آشنا بودند، ولى عده ی کمى از آنها نوشتن مى‌توانستند و آنان از بزرگان صحابه شدند که بعضى از آنها «على‌بن ابیطالب» و «عمربن خطاب» و «طلحة‌بن عبیدالله» بودند. در زمان خلفاى راشدین و بنى‌امیه، قرآن را به خط کوفى مى‌نوشتند و مشهورترین قرآن‌نویس بنى‌امیه، مردى بود قطبه‌نام و خیلى خوشخط بود و به علاوه خط کوفى را با چهار قلم مى‌نگاشت. در اوائل دولت عباسى دوازده قلم خط به شرح زیر معمول بود:

1- قلم جلیل 2- قلم سجلات 3- قلم دیباج 4- قلم اسطور مار کبیر 5- ثلاثین 6- قلم زنبد 7- قلم مفتح 8- قلم حرم 9- قلم مد مرات 10- قلم عمود 11- قلم قصص 12- قلم حرفاج.

در زمان مأمون نویسندگى اهمیت پیدا کرد و نویسندگان در نیکو ساختن خط به مسابقه پرداختند و چندین قلم دیگر به نام قلم مرصع، قلم نساخ، قلم رقاع، قلم غبارالحلیه، قلم ریاسى. و درنتیجه، خط کوفى به بیست شکل درآمد. اما خط نبطى یا نسخ، بهمان شکل سابق در میان مردم و براى تحریرات غیررسمى معمول بود تا آنکه ابن مقله خطاط مشهور متوفى به سال 328 ه‍ . ق. با نبوغ خود خط نسخ را بصورت نیکویى درآورد و آنرا جزء خطوط رسمى دولتى قرار داد و خطى که امروز معمول است، همان خط اصلى ابن مقله مى‌باشد. مشهور است که ابن مقله خط نسخ را از خط کوفى استخراج کرده است، ولى واقع آنست که خط کوفى و نبطى هر دو از اوائل اسلام معمول بوده و چنانکه گفته شد، کوفى را براى کتابت قرآن و امثال آن بکار مى‌بردند و نبطى در مکاتبات رسمى استعمال می شد. و ابن مقله اصلاحاتى در خط نسخ نمود و آنرا براى نوشتن قرآن شایسته و مناسب ساخت. سپس به مرور زمان، خط نسخ فروعى پیدا کرد و به طور کلى دو خط نسخ و کوفى در کتابت عربى معمول گشت و هر کدام از آن شاخه‌هایى داشت که در قرن هفتم هجرى مشهورترین آن به قرار زیر بوده است:

ثلث، نسخ، ریحانى، تعلیقى و رقاع

همین قسم خطاطان بسیارى بوجود آمدند و کتابها و رساله‌هایى درباره خط و خطاطى پرداختند.

درباره ی تاریخ خط فارسى در تذکره ی مرآت‌الخیال آمده است که انواع خطوط فارسى شامل: ثلث، رقاع، نسخ، توقیع، محقق و ریحاناست و باز در آنجا آمده که خط هفتم تعلیق است که از رقاع و توقیع برآمده. پس از ذکر انواع خطوط مزبور نویسنده ی مرآت‌الخیال مى‌آورد: «گویند که از متقدمین خواجه تاج‌سلمان این خطها را خوب مى‌نوشت و خط هفتم که تعلیق باشد میر على تبریزى در زمان امیر تیمور صاحبقران از نسخ و تعلیق استنباط نمود». خط فارسى رافع اقلامى است از جمله:

اجازت، تعلیق، توقیع، ثلث، جلى، جلى دیوانى، دیوانى، رقاع(رقعه)، ریحانى، سنبلى، سیاقت، شجرى، شکسته، شکسته ی نستعلیق و کوفى یا نسخ

 

خطوط اصلی و متداول عصر حاضر در ایران

ترتیب زمانی و پیدایش خطوط اصلی چنین است:

1ـ کوفی 2ـ محقق 3ـ ریحان 4ـ ثلث 5ـ نسخ 6ـ تعلیق 7ـ دیوانی 8ـ رقعه 9ـ نستعلیق 10ـ شکسته نستعلیق

 

1- کوفی :

در صدر اسلام با انتخاب خط کوفی به عنوان خط کتابت قرآن دوران ترقی و تکامل آن آغاز گردید. این خط اصل و ریشه تمام خطوط اسلامی است.
معروف است نخستین کسی که نقطه را برای کوفی وضع کرد شخصی به نام ابوالاسود دوئلی بود که از یاران و شاگردان حضرت علی علیه السلام به شمار می رفت بعد از مدتی که خط کوفی در ایران رایج شد در حدود قرن چهارم ایرانیان خط کوفی نوع خط تلفیقی به نام پیرآموز ابداع کردند که به کوفی ایرانی ‌موسوم است.
بطور کلی خط کوفی به دو دسته بزرگ تقسیم می شود

1ـ کوفی مغربی

2ـ کوفی مشرقی

خط کوفی مشرقی مشتمل بر انواع زیر می باشد:

الف ـ‌کوفی ساده

 ب ـ کوفی تزئینی

ج‌- کوفی بنایی (‌معقلی )
 

الف- کوفی ساده

این خطوط یا کاملاً ساده و بدون تزئین هستند و یا تزئینات بسیار مختصری دارند.


ب ـ‌کوفی تزئینی :

این خط برای تزئین استفاده می شد و به شیوه هایی چون مشجر ، مورق، مزهر ، موشح نوشته میشد که کوفی تزئینی که شامل موارد فوق می باشد از همان قرن دوم هجری به عناصر مهم اسلامی تبدیل شد و بر صفحه های قرآن سکه ها و کتیبه ها خودنمایی کرد.
از دیدگاه کتیبه نویسی اوج خط کوفی تزئینی در طی قرن پنجم ‌یعنی در عصر پادشاهان سلجوقی است و تحول شکلهای تزئینی آن تا اواخر قرن ششم ادامه پیدا کرد. بطور کلی می توان گفت که خطوط کوفی اعم از ساده و تزئینی آن بسیار باشکوه هستند و خطوط عمودی آنها حالتی معنوی را تداعی می کند.


ج ـ کوفی بنایی (‌معقلی) :

این خط در بسیاری از بناها و مساجد به ویژه بعد از دوره سلجوقی ‌دیده می شود و در زیبایی بنا و القای روحیه معنوی به آن سهمی بسزا دارند اساس کوفی بنایی امتدادهای افقی و عمودی و گردش خط با ضخامتی یکنواخت در

راستای افقی یا عمودی است به گونه ای که تمام سطوح هندسی شکل با این نوشته های افقی و عمودی پر می شود. در بعضی انواع کوفی بنایی به نمونه هایی برخورد می کنیم که هم سیاهی و هم سفیدی بین آنها از کلماتی تشکیل شده اند که دارای معناست و اصطلاحاً به آن سواد و بیاض گفته می شود امروزه به سبب اینکه جنبه های تزئینی در انواع کوفی بسیار فراوان است می توان به عنوان پایه ای برای طراحی جدید حروف الفبا در رشتة گرافیک مورد استفاده قرار گیرد. بعضی از هنرمندان در سالهای اخیر با استفاده از خط کوفی و تغییر و تلفیق آن با دیگر انواع خوشنویسی ، برای طراحی پوستر  ، نشانه، سربرگ کاغذ و دیگر کارهای مربوط به این رشته استفاده کرده اند.

2- خط محقق :


خطاطان خط محقق را پدر خطوط گفته اند. این خط از خطوط اصیل اسلامی می باشد. خط محقق نزدیکترین خط به کوفی ساده است. در این خط اشکال حروف یکدست، یکنواخت و درشت اندام است که با فواصل منظم و بدون تداخل حروف می باشد.

3- خط ریحان :
خط ریحان مشتق از محقق می باشد و خطی است ظریف و کوچک اندام و تمام ویژگیهای خط محقق را دارد ولی ظریفتر است و به همین جهت آن به گل و برگ و ریحان تشبیه کرده اند. این خط برای سهولت در نگارش ابداع شده است و خواسته اند سبک و روش ‌محقق را در خلاصه نویسی بکار برده باشند.

 

خط ریحان


4- خط ثلث :
خطاطان خط « ثلث » را مادر خطوط گفته اند. ثلث نوعی خوشنویسی است که از کوفی استخراج شده است. ابداع آن را به ‌ابوعلی بن مقله بیضاوی شیرازی ‌که در قرن سوم هجری می زیسته است نسبت داده اند.
یکی از دلایلی که برای گذاشتن نام ثلث بر این نوع خوشنویسی آورده شده است داشتن 3/1 سطح ( خطوط مستقیم ) و 3/2 دور ( خطوط انتهایی ) در داخل کلمات آن می باشد.
از هنرمندان ثلث نویس معاصر می توان افراد زیر را نام برد.

1ـ حامد آلامدی در ترکیه 2- هاشم محمد بغدای در عراق 3- احمد نجفی زنجانی و 4- طاهر در ایران

‌الفبای کشیده و بلند و دوایر نسبتاً کم عمق و باز از خصوصیات این نوع خوشنویسی است. در خط ثلث کلمات خیلی تو در تو و سوار بر یکدیگر نوشته می شوند به همین علت درجه خوانایی آن کم میشود. این خط از لحاظ ظاهری بی شباهت به محقق نیست با این تفاوت که در این خط برخلاف محقق دور حروف بیشتر و اندازه آنها کوچکتر است.
ریتمی که در اثر تکرار ضربه های عمودی و بلند حروف در این خط ایجاد می شود القاء کننده قدرت عظمت و بزرگی استمهمترین کاربرد خط ثلث در کتیبه نویسی است خط ثلث دارای بار مذهبی نیرومندی می باشد و به همین لحاظ در دورة پس از انقلاب اسلامی در آثار گرافیکی برای نوشتن آیات قرآن و ادعیه بکار می رود. همچنین در عناوین برخی مجله ها پشت جلد کتاب و طرح تمبر و … نیز بکار برده می شود.



5- خط نسخ :

خط نسخ تحت تاثیر خطوط محقق و ریحان ثلث و توقیع بدست آمده است. در قرن هفتم هجری خط نسخ بوسیله یاقوت مستعصمی ‌که به شیوه یاقوتی ( عربی ) معروف است تکامل یافت و در حدود قرن یازدهم میرزا احمد نیریزی ‌با تغییراتی که در آن بوجود آورد به شیوة جدیدی دست یافت که به نسخ ایرانی مشهور شد. وی بزرگترین هنرمند نسخ نویس ایرانی به شمار می رود و شیوه او تا به امروز در کشور اما رایج است.

در مورد سابقه و پیدایش این نوع خوشنویسی نظریه های مختلفی وجود دارد. عده ای آن را یکی از شش نوع خطی می داند که ابن مقله در قرن سوم هجری ابداع کرد. نظر عده ای دیگر بر آن است که سالها قبل از ابن مقله ابتدا ثلث از کوفی استخراج شد وسپس با گذشت زمان و احساس نیاز به داشتن نوعی خوشنویسی ساده برای خواندن و نوشتن قرآن رفته رفته نسخ را از ثلث استخراج کردند. به هر حال این مقاله در تدوین و تکامل نسخ نقش اساسی داشته است به طوری که وی را ابداع کننده و مروج آن می دانند.



خط نسخ خطی کامل معتدل منظم و فوق العاده روشن و واضح می باشد. خط نسخ از لحاظ سهولت درخواندن ، وضوح و رسائی در درجة اول خطوط قرار دارد. این خط که به آن خط قرآنی نیز می گویند در کتابت قرآن و ادعیه با اعراب و درکتب و نشریات و … بدون اعراب بکار می رود. حروف و کلمات در نسخ هیچ گاه به صورت پس و پیش و سوار بر یکدیگر نوشته نمی شوند. همین مشخصة بارز نسخ یعنی خوانایی و بعضی مسائل فنی دیگر باعث شده است که تنها از این خط سنتی برای ‌ماشین چاپ و ‌ماشین تحریر استفاده نمایند.

خطی که امروزه به ‌روزنامه ای ‌معروف است از خط نسخ گرفته شده است و خطی است خشک و نازیبا ولی فقط به علت بالا بودن درجه خوانایی ومنطبق شدن صنعت چاپ کشور با این رسم الخط همواره از آن استفاده می شود. این شیوه مانند ثلث در دورة پس از انقلاب اسلامی بوفور در آثار گرافیکی استفاده می شود و برای نوشتن متون گوناگون عنوان ها، پوسترها، نشانه ها و غیره مورد استفاده قرار می گیرد.


6- خط تعلیق :

خط تعلیق اولین خط از خطوط خاص ایرانیا است که در اواسط قرن هفتم از ترکیب دو خط توقیع و رقاع بوجود آمد . تعلیق اولین نوع خوشنویسی بود که برای خط پارسی ابداع شد و در آن علامتهای زیر و زبر و پیش بکار نمی رفت. عده ای وضع آن را به ‌خواجه تاج سلمانی اصفهانی نسبت می دهند. خط تعلیق تا ‌قرن دهم هـ‌ .ق در ایران متداول بود ولی با پیدایش خطوط نستعلیق و شکسته نستعلیق از رونق و رواج آن کاسته شد. خط تعلیق یکی از پایه های مهم “‌خط نستعلیق و شکسته نستعلیق می باشد. تعلیق خطی تو در تو و متصل بهم بوده کلمات و حروف آن یکنواخت نمی باشند. یعنی گاهی درشت و گاهی ریز و لاغر نوشته می شود.

 


7- خط دیوانی

خط دیوانی در حال حاضر صورتی از خط تعلیق است که تصرفاتی در آن شده و در ممالک عربی رواج کامل دارد. خط دیوانی اگر بدون حرکات و تزیینات باشد آن را خفی و اگر دارای تزیینات نقطه و حرکات باشد آن را جلی گویند. نوشتن این نوع خط مستلزم صرف وقت زیاد می باشد.




8- خط رقعه

خط رقعه از خطوط بسیار رایج در ممالک عربی است خطی است بین نسخ و دیوانی در ایران نیز پس از پیروزی انقلاب اسلامی این خط در آثار گرافیکی از جمله پوستر هایی که در رابطه با رویداد های جهان اسلام تهیه می شوند نظیر هفته ی وحدت بکار می رود.
 


9- خط نستعلیق

در اواخر قرن هشتم و اوایل قرن نهم هجری یعنی در عهد تیموری از درآمیختن دو خط نسخ و تعلیق خوشنویسی جدیدی برای خط فارسی در ایران بوجود آمد. که «نسخ تعلیق» نامیده شد. و بعدها به نام « نستعلیق » شهرت یافت.


از کسانی که در تکامل خط نستعلیق نقش داشته اند می توان از «سلطان علی مشهدی» و «میر علی هروی» نام برد. اما هنرمندی که نستعلیق را به اوج تکامل و زیبایی رساند « عماد الحسنی قزوینی» معروف به « میر عماد » بود که در قرن یازدهم و در دوره ی صفویه زندگی می کرد. میر عماد با ابتکار و خلاقیت خود و مهارت بالایی که در نستعلیق بدست آورد دارای سبک و مکتبی شد که هنر مندان خوشنویس سالیان بسیار پس از او از سبک وی پیروی کردند.این خط دومین خط خاص ایرانیان می باشد. خط نستعلیق فاقد علایم زیر و زبر و پیش است و با توجه به ظرافت ها و گردش های لطیفی که در حرکت ها و شکل حروف دارد کم کم جایگاه خود را به عنوان زیباترین نوع خوشنویسی جهان باز کرد و در بین کشور های اسلامی به « عروس خطوط اسلامی » معروف شد. عده ای ابداء خط نستعلیق را به هنرمندی به نام میر علی تبریزی نسبت داده اند. وی در اوایل قرن نهم هجری می زیسته است. نقش میر علی تبریزی در تدوین نستعلیق آنچنان مهم و اساسی بود که استادان بعدی از وی به عنوان ابداء کننده نام برده اند.

در قرن سیزدهم سبک و شیوه ی جدیدی در نستعلیق بوجود آمد. این کار بوسیله ی هنرمندی به نام « محمدرضا کلهر » صورت گرفت. در زمان کلهر صنعت چاپ به صورت اولیه ی خود به ایران آورده شد. و همین امر سبب گردید که کلهر بتواند با پشتوانه ی تحقیقی و مهارتی خود در نستعلیق با بوجود آوردن تغییراتی در سبک و روش میر عماد شیوه ی تازه ای را برای نستعلیق بوجود اورد که مناسب برای صنعت چاپ باشد.
بارز ترین مشخصه ی نستعلیق « زیبایی» آن است و میتوان گفت که نستعلیق بهترین و زیبا ترین نوع خوشنویسی است که می توان برای نوشتن متن های فارسی به صورت های مختلف مورد استفاده قرار داد.

 


10- خط شکستۀ نستعلیق

در اوایل قرن یازدهم سومین خط خاص ایرانیان بوجود آمد. و چون بیشتر شکل های آن از نستعلیق گرفته شده بود به نام شکسته ی نستعلیق شهرت یافت. عده ای « مرتصی قلی خان شاملو » و برخی دیگر « محمد شفیع هروی » معروف به شفیعا را ابداع کننده ی این خط دانسته اند. در نیمه ی دون قرن دوازدهم هنرمندی به نام « درویش عبد المجید طالقانی» شکسته ی نستعلیق را به اوج تکامل رسانید.


چنانچه بررسی گردید خط و خوشنویسی در ایام گذشته و دنیای سنتی، پیوسته با تحول و نوآوری همراه بوده است اما در جهان سنتی، به دلیل عدم نیاز عامه مردم به طور مستمر و روزمره به خط و فقدان نیازهای تجاری و انتشاراتی و تبلیغاتی ، اهداف خوشنویسی ترکیبی بوده است از زیبایی بصری ـ آسانی ، سرعت و سهولت نگارش و خوانایی تا درنهایت، بتواند روند مراسالات و مکاتبات و امور دیوانی و تا حدودی نیز انتقال دانش و اطلاعات را سرعت و سهولت بخشد. از طرف دیگر، هم در نظام سنتی و هم در دنیای معاصر و مدرن، انگیزه های کارکردی عاملی مهم و درجه اول، ‌در تحولات خط محسوب می شود. اگر چه زیبایی بصری نیز بدون شک مورد نظر خطاطان قرار گرفته اما امروز، صنعت چاپ و یک دستی و متحدالشکلی مکاتبات، این بعد عملکردی خطاطی را به حداقل رسانده و در کنار آن جنبه های دیگر خطاطی اهمیت یافته است. لهذا نوآوری، مهمترین خاستگاه تحولات خط در یکصدو پنجاه سال اخیر می باشد.
تحول و نوآوری در دنیای معاصر

تحولات فرهنگی ـ هنری و سیاسی ـ اجتماعی و فناوری که زمینه ساز نوآوری متفاوتی در خط شده اند در ایران، طی دو حرکت در دوره های قاجار و پهلوی خطاطی و خوشنویسی را تحت تاثیر قرار داده اند .



فهرست منابع

 

1- لغت نامه ی دهخدا
2- نشریه ی علمی پزوهشی دانشکده ی هنر های زیبا

 





منبع : ندارد | بازدید از پست : 671
نویسنده : admin
تاریخ : 02 February 2016
موسیقی سنتی ایرانی
امتیاز به پست : نتیجه : 330 امتیاز توسط : 133 نفر

http://vienna.mfa.ir/uploads/music_47209.jpg

موسیقی سنتی ایرانی، شامل دستگاه‌ها، نغمه‌ها، و آوازها، از سالها پیش از میلاد مسیح تا به امروز سینه به سینه در متن مردم ایران جریان داشته، و آنچه دل‌نشین‌تر، ساده‌تر و قابل‌فهم تر بوده‌است امروز در دسترس است، بخش بزرگی از آسیای میانه، افغانستان، پاکستان، جمهوری آذربایجان، ارمنستان، ترکیه، و یونان متأثر از این موسیقی است و هرکدام به سهم خود تأثیراتی در شکل گیری این موسیقی داشته‌اند، از موسیقی‌دان‌ها یا به عبارتی نوازندگان موسیقی در ایران باستان می‌توان به «باربد» و «نکیسا» و «رامتین» اشاره کرد.

ردیف

موسیقی ردیف دستگاهی امروز ایران از دورهٔ آقا علی‌اکبر فراهانی (نوازندهٔ تار دورهٔ ناصرالدین شاه) باقی‌مانده‌است. آقا علی اکبر فراهانی به‌واسطهٔ میرزا تقی خان فراهانی (امیر کبیر) برای نشر موسیقی ایرانی به دربار دعوت شد. سپس این موسیقی توسط آقا غلامحسین (برادر زاده آقا علی‌اکبر) به دو پسر علی‌اکبرخان به نام‌های میرزا حسینقلی و میرزا عبدالله، آموخته شد و آنچه از موسیقی باستانی ایران امروزه مورد استفاده‌تر و معروف‌تر است، دسته‌بندی موسیقی توسط این دو استاد در قالب مجموعه نواخته‌ها و آموزش هایشان است که به نام «ردیف موسیقی» نامیده می‌شود.

ردیف در واقع مجموعه‌ای از مثال‌های ملودیک در موسیقی ایرانی است که تقریباً با واژهٔ رپرتوار در موسیقی غربی هم‌معنی است. یک مجموعهٔ ردیف، مجموعه مثال‌هایی موسیقایی از هر کدام از گوشه‌های یک دستگاه‌است که بیانگر نسبت نت‌های مورد استفاده در آن گوشه و حال و هوای احساسی آن است.

گردآوری و تدوین ردیف به شکل امروزی از اواخر سلسلهٔ زند و اوایل سلسلهٔ قاجار آغاز شده‌است. یعنی در اوایل دورهٔ قاجار سیستم مقامی موسیقی ایرانی تبدیل به سیستم ردیف دستگاهی شد و جای مقام‌های چندگانه را هفت دستگاه و پنج آواز گرفت.

از اولین راویان ردیف می‌توان به خاندان فراهانی یعنی آقا علی اکبر فراهانی - میرزا عبدالله - آقاحسینقلی و... اشاره کرد. ردیف‌هایی که اکنون موجودند شامل ردیف میرزا عبدالله، ردیف آقاحسینقلی، ردیف ابوالحسن صبا، ردیف عالی علی اکبر شهنازی، ردیف موسی معروفی، ردیف دوامی، ردیف طاهرزاده (که شیوه او توسط نورعلی خان برومند بصورت ردیف گردآوری شد)، ردیف محمود کریمی، ردیف سعید هرمزی، ردیف مرتضی نی‌داوود و... هستند. امروزه، ردیف میرزا عبدالله، ردیف صبا، ردیف شهنازی و دوامی کاربری بیشتری دارند و بیشتر در مکاتب درس موسیقی آموزش داده می‌شوند.http://www.ava-academy.ir/uploaded/images/20140508/19373312.gif

دستگاه

هر دستگاه موسیقی ایرانی، توالی‌ای از پرده‌های مختلف موسیقی ایرانی است که انتخاب آن توالی حس و شور خاصی را به شنونده انتقال می‌دهد. هر دستگاه از تعداد بسیاری گوشه موسیقی تشکیل شده‌است و معمولاً بدین شیوه ارائه می‌شود که از درآمد دستگاه آغاز می‌کنند، به گوشهٔ اوج یا مخالف دستگاه در میانهٔ ارائه کار می‌رسند، سپس با فرود به گوشه‌های پایانی و ارائهٔ تصنیف و سپس رِنگی اجرای خود را به پایان می‌رسانند. موسیقی سنتی ایران شامل هفت دستگاه و پنج آواز است. هفت دستگاه ردیف موسیقی سنتی ایرانی عبارت‌اند از:

آواز

آواز معمولاً قسمتی از دستگاه مورد نظر است که می‌توان آنرا دستگاه فرعی نامید. آواز از نظرفواصل با دستگاه مورد نظر یکسان یا شبیه بوده و می‌تواند شاهد و یا ایست متفاوتی داشته باشد. به‌طور مثال آواز دشتی از متعلقات دستگاه شور و از درجه پنجم آن بوده و به عنوان مثال اگر شور سل را در نظر بگیریم، دارای نت شاهد و ایست ((ر)) می‌باشد. بدین ترتیب در آواز شور ملودی با حفظ فواصل دستگاه شور روی نت ((ر)) گردش می‌کند و در نهایت روی همان نت می‌ایستد. به‌طور کلی هر آواز پس از ایست موقت روی ایست خودش، روی ایست دستگاه اصلی (در این‌جا شور) باز می‌گردد. آوازهای متعلق به دستگاه موسیقی ایرانی ۵تا هستند و عبارت‌اند از:





منبع : ندارد | بازدید از پست : 682
نویسنده : admin
تاریخ : 15 January 2016
جناب آقای یاسر اسماعیلی خواننده آواز اصیل ایرانی
امتیاز به پست : نتیجه : 370 امتیاز توسط : 160 نفر

 

بیوگرافی

nhf9_5a.jpg

  • متولدتیرماه ۱۳۶۵ در قلعه عباس آبادِ شهر آستانه ، شهرستان شازند ، استان مرکزی در خانواده ای فرهنگی .
  • علاقمند به خواندن  درسنین کودکی ، همراه با تشویق و حمایت مادی و معنوی پدر و مادر ودر نهایت  آشنایی  با آواز اصیل ایرانی از طریق اذانِ مرحوم موذن زاده اردبیلی به واسطه پدربزرگ مرحوم( از مداحان آشنا به دستگاههای موسیقی ایرانی )
  • شروع به فراگیری به صورت حرفه ای  از سال ۱۳۸۲ تاکنون .
  • داری یک فرزند پسر و همسری پشتیبان در عرصه موسیقی
  • تلمذ علم موسیقی ایرانی وشاگردی نزد استادان : زنده یاد محمد رضا لطفی ، عبدالکریم پاکسیرت ، حمیدرضا نوربخش ، سالار عقیلی ، ابوالحسنی
  • فراگیری صداسازی آواز کلاسیک و سلفژ  نزد اساتید گرامی : محمدرضا صادقی و محمود میرزایی .
  • برگزاری چندین کنسرت  در استانهای :  تهران  ،  مرکزی  ،  مازندران ( ساری )
  • برگزیده کشوری در بخش آواز مذهبی در جشنواره بین المللی امام رضا (ع) در سالهای ۹۱  ، ۹۲  ، ۹۳
  • عضو و فعال انجمن موسیقی استان مرکزی .
  • فراگیری ساز سه تار .
  • تدریس  ردیف موسیقی ایرانی.
  • استفاده از کلاس فوق العاده استاد کیانی نژاد و سرکار خانم شهرزاد توکلی( آواز اًپرا )
  • نخستین اثر : آلبوم بگذار و بگذر با آهنگسازی  استاد : پیمان خازنی .
  • دارای مدک تحصیلی مهندسی نرم افزار کامپیوتر از دانشگاه آزاد اسلامی اراک .
  • دانشجوی رشته موسیقی با گرایش آواز ایرانی در دانشگاه علمی کاربردی –  واحد ۱۱ موسیقی تهران .
  • خوانش سرود سازمان ثبت احوال کشور
  • خوانش تصنیف ایران من با آهنگسازی استاد بهنام صبوحی واجرای آن در شبکه آفتاب و شما
  • خوانش تصنیف  نشان عشق با آهنگسازی استاد بهنام صبوحی واجرای آن در شبکه آفتاب و شما
  • مدیر مسئول موسسه موسیقی آوای بال کبوتر

97p7_545495_284249598340049_181352846_n-e1408816568683.jpg

 

جناب آقای یاسراسماعیلی در کنار استادمحمد رضا لطفی

 
 
http://uupload.ir/files/am2s_314913_129451977159668_129057940532405_126400_1025299923_n.jpg

 

 

lnt_300219_129451897159676_129057940532405_126395_1126025961_n.jpg

یکی از مجموعه آثار استاد اسماعیلی در اختتامیه  جشنواره بین المللی فیلم فجر

 

http://cinemapress.ir/download?f=2014/01/28/4/109205.jpg

http://taigamecontra24h.net/wp-content/uploads/2015/04/Download-Icon1.jpg

دانلود

تصنیف علی بود (گروه جامی)

(آهنگساز :خلیل عالی نژاد / خواننده :یاسر اسماعیلی / شاعر:حضرت مولانا / سرپرست گروه:رضا علی آبادی)




منبع : ندارد | بازدید از پست : 1450
نویسنده : admin
تاریخ : 14 January 2016
استاد حسین حیدری پدر هنر سفالگری استان مرکزی
امتیاز به پست : نتیجه : 290 امتیاز توسط : 134 نفر

 استاد حسین حیدری “آخرین فرد از نسل سفالگران ایران”، در شهر آستانه استان مرکزی بود

او مي‌گفت: «وقتي دست به گل مي‌برم و به ديگران مي‌آموزم، انگار دوباره متولد مي‌شوم و حضور در کلاس‌هاي آموزشي مدرسه‌ي کمال‌الملک اراک، حمام چهارفصل، سراي مهر تفرش و خمين از بهترين لحظات زندگي‌ام بوده است.»

به گزارش (ايسنا، اين هنرمند که در پخت و رنگ سفال مهارت ويژه‌اي داشت، بيش از 60 سال به هنر سفال‌گري مشغول بود و در شيوه‌هاي سنتي و مدرن اين هنر، فعاليت گسترده‌اي داشت.

پنجه های حیدری در نمایش توان صنایع دستی استان مرکزی
 
پنجه های استاد حسین حیدری نمایش دهنده توانمندی های استان در زمینه صنایع دستی بوده و هنر وی همواره مورد دلگرمی جوانان و علاقمندان سفالگری قرار می گرفت.
وی در سال 1379 که مقام معظم رهبری به استان مرکزی سفر کرد در نمایشگاه  توانمندی های استان مرکزی مورد محبت ایشان قرار گرفت و رهبری لحظاتی را به تماشای هنر ایشان گذراندند.
حیدری در طول حیات خود همواره از این خاطره به عنوان ماندگارترین خاطرات خود یاد می کرد.
 
 
 
 
 
 
 

استاد حيدري به عنوان نماد هنر زنده سفال در استان مرکزی مطرح بود و در طول 60 سال فعالیت خود بيش از پنج‌هزار شاگرد سفال‌گر را تربيت کرد. آثار اين هنرمند در بسياري از نمايشگاه‌هاي داخل و خارج استان به‌نمايش گذاشته شده است.

 

 

 

 

 

 

حيدري در سال 1314 در شهر آستانه از توابع شهرستان شازند متولد شد. او همواره به‌عنوان يکي از پايه‌هاي اصلي نمايشگاه‌هاي استان مرکزي توجه همه را به خود و دستگاه سنتي سفال‌گري‌اش جلب مي‌کرد.

 

 

استاد حيدري کار سفال‌گري را از پدر و عمويش ياد گرفته بود و در همان دوران همراه آن‌ها در کارگاه سفال‌گري‌شان هر روز بيش از 250 خمره، لعاب مي‌زد.

نخستين اثري که او از گل ساخت، ديزي گليني بود که به گفته‌ خودش، وقتي آن را از آتش کوره بيرون آورد، دنيايي از زندگي و عشق را با خود همراه داشت.

استاد حيدري که تصويري از او در حال سفال‌گري در کتاب فارسي چهارم ابتدايي نقش بسته است، تمام آرزويش اين بود که هنر سفال‌گري هم‌چنان زنده بماند.

در بهمن‌ماه 1388 تمبر يادبودي با عنوان استاد «محمد حيدري» پدر سفال‌گري استان مرکزي چاپ شد.

 

 

شهر آستانه از توابع شهرستان شازند در دهه‌هاي 30 تا 50 شمسي يکي از قطب‌هاي هنر سفال در استان مرکزي بود. در اين سال‌ها بيش از 20 کارگاه کوزه‌گري در آستانه بودند و در هريک از اين کارگاه‌ها 5 تا 10 نفر كار مي‌كردندولی متاسفانه این هنربا مرگ استاد حیدری بی فروغ گردید ونیاز به احیا مجدد دارد.





منبع : ندارد | بازدید از پست : 965
نویسنده : admin
تاریخ : 27 December 2015
آشنایی با هنر سفال گری
امتیاز به پست : نتیجه : 313 امتیاز توسط : 133 نفر

آشنایی با هنر سفال گری

 

سفال گری

بی شک یکی از قدیمی ترین هنرها و صنایع بشریسفالگری است که در مواردی حتی به اعتبار کشف نمونه هایی از آن قدمت و پیشینه تمدنی را هم تعیین کرده اند. اولین نمونه های سفالی مربوط به 8000سال قبل از میلاد مسیح است که بدون استفاده از چرخ ساخته شده است و در کنار آتش و بدون کوره پخته می شده است. در بسیاری از موارد انسان اولیه به تقلید از سبدهایی که با استفاده از ترکه نازک درختان ساخته میشده است سفالینه ها را می ساخت و در برخی از موارد از سبدها بعنوان قالب استفاده می کردند.در 3500ق.م چرخ سفالگری ساده ای اختراع می شود که موجب تحولی شگرف در هنر سفال می گردد. پس از آن انواع تکنیکهای تزئین و رویه آرایی مثل نقاشی، حکاکی و برجسته کاری روی سفال به وجود می آید. پس از کشف چرخ، پیدایش و کاربرد لعاب مهمترین تحول در زمینه سفالگری محسوب می شود. ماده اولیه کار سفالگری گل است که از ترکیب انواع خاکها با آب به دست می آید.خاکهای مورد مصرف به دو دسته تقسیم می شوند: اولیه مثل کائولین، خاک سفید، و خاک آستون ور که برای ساخت سرامیک به کار می روندو خاکهای ثانویه مثل رس که برای ساخت سفال به کار می رود. محصولات سفال و سرامیک به طور معمول به روشهای مختلف ساخته می شوند که عبارتند از: روش فشاری، روش ورقه ای، روش لوله ای، روش چرخکاری،روش دوغابی. که روشهای فشاری، ورقه ای، لوله ای بیشتر با مهارت دستان هنرمند و استفاده از قوه ذوق و خلاقیتوی شکل می گیرد. روش چرخکاری همراه بااستفاده از چرخ سفالگریمی باشد. در روش دوغابی که برای تهیه سرامیک به کار می رود، دوغاب تهیه شده در قالب هاییاز جنس گچ ریخته شده و به این وسیله به آن شکل می دهند.پسازاجرا سفال و سرامیک خام حاصل را درکوره با دمای 950 الی 1000 درجه سانتی گراد می­پزند. فراورده حاصلرا بیسکوئیت می نامند که برای مراحل لعابدادن و انواع رویه آرایی­ها و تزئین استفاده می­شود
 
















منبع : ندارد | بازدید از پست : 879
نویسنده : admin
تاریخ : 27 December 2015


صفحات سایت : [ 1 ] |